۳۰ آذر

پنجه‌های باد پاییزی
در زلف درختان
و صدای ریختن برگ‌های خشک
و سپس سکوت
که از دیدن زمستان می‌گوید.
 
بیژن جلالی

0

۱۰ آذر

سرم را بر آستانه‌ی سنگ
می‌گذارم
و لبم را بر لب آب
و دست در دست باد
می‌روم
برای سوختن در جایی
که نمی‌دانم.
 
بیژن جلالی

0

۶ آذر

می خواهم در پوست حیوانات
بخزم
و دنیا را از چشم آن‌ها
بنگرم.
شاید معنایی را بیابم
به وسعت اندوه خود.
 
بیژن جلالی

0