۲۵ اسفند

بیا با من زندگی کن
تا بنشینیم
 
روی صخره‌ها
کنار رودخانه‌های کم‌عمق
 
بیا با من زندگی کن
تا میوه‌ی بلوط بکاریم
 
در دهان یکدیگر
و این آیین ما شود
 
برای سلام گفتن به زمین
پیش از آنکه پرت‌مان کند
 
دوباره به میان برف‌ها
و حفره‌های درون‌مان
 
لبریز شود از
ناگواری‌ها
 
بیا با من زندگی کن
پیش از آنکه زمستان دست بکشد از
 
تنها بالشتی
که آسمان تا به امروز بر آن سر گذارده
 
و حفره‌های درون‌مان
لبریز شود از برف
 
بیا با من زندگی کن
پیش از آنکه بهار
 
این هوا را ببلعد و
و پرندگان آواز بخوانند.
 
جان یائو
برگردان از آزاده کامیار

0