۱۱ مهر

سونات ماه

گرسنه
ماه را قرص نانی می بیند
دور از دهان و دست
در آن بالا.

شکمباره ی زراندوز
سکه ای بزرگ
با درخشش الماس
که ای کاش
در گاوصندوق آرزوهایش.

شاعر
خیره بر انزوای خواهر غمگین
جز تنهاییِ ابد
نامی برای ماه
و فرجام خود نمی یابد.

ماه اما
در خلوتی اشکبار
با حسرت و درد می نگرد
بر آن حفره ی تهی
و سیماب اشک ها
بر زمین دور
آنجا که روزی
بر دامان مادر آسوده بود
و از فراق
هیچ نمی دانست!

مهتاب چارده
و چهره ی گریان عشق!

حسن کرمی

0

۱۷ مرداد

طرح بهاری

انجیربُن و تاک
غرق دانه، خوشه و سرسبزی
آن­ گونه عاشقانه
سر در آغوش هم فرو­ برده­ اند
که در نگاهی ناگاه
گمان می­ کنم درخت واحدی­ اند آن­ دو!

حسن کرمی

1+