۴ مهر

بایزید بسطامی عارف قرن دوم و سوم هجری در یک سنت شکنی برای احترام به حیات دیگر جانداران از انجام فریضه ی شرعی حج سر باز می زند. حسین مسرور اصفهانی این ماجرا را به صورت شعر این گونه بیان کرده است:

آن شنیدم که صوفئی عامی
گفت با بایزید بسطامی:

کز چه ای شیخ بهر عرض نیاز
به زیارت نمی روی به حجاز؟

گفت در مذهب مسلمانی
حاج را واجب است قربانی

من از آن کار خیر بیزارم
که روم جانور بیازارم

زنده ای را شکم کنم پاره
تا شکم پر کند شکم باره؟

سود از زندگی بباید خواست
که در آن سود بندگان خداست!

0