۱۳ مرداد

پرنده اخم کرده است … نشسته گوشه قفس
در آن اتاق میله ای … به زور می کشد نفس
میان آسمان و او… همیشه خط کشیده اند
نه شاخه ای، نه لانه ای … قفس فقط کشیده اند
پرنده، سال های سال … اسیر مانده در قفس
نه پر کشیده ذره ای … نه شعر خوانده در قفس
دلش عجیب لک زده … برای ابر و آسمان
به دور دست زل زده … به آن طرف تراز جهان
پرنده جان !! نگاه کن… شبیه توست حال من
پرنده ام ، ولی ببین… شکسته است بال من
به من بگو چرا کسی … به دادمان نمی رسد؟
مگر صدای گریه مان… به آسمان نمی رسد؟
پرنده جان ! بیا که ما … برای هم دعا کنیم
برای فصل پر زدن… خدا خدا خدا کنیم

عباس تربُن

0