۲۳ مرداد

علف

تو یه جنگل با شیش تا مار بی آزار
دستامو حلقه کرده بودم دور تنه ی بلوطی و
فریاد کشیدم: خواهم مرد!

آسمون مسخره م کرد

رود به راه خودش ادامه داد

سنگ گفت: این کار کارِ من نیست
من سال هاست که مرده ام
بدون این همه دنگ و فنگ

مورچه تحقیرم کرد و گفت: اصلا برام اهمیتی نداره!

علفی مهربون تر از این همه در اومد که:
حالا که اصرار می ورزی
مستورت خواهم کرد!

آلن بُسکه
برگردان از سهند آقایی و محمدمهدی شجاعی

1+

۲۳ مرداد

پرتره ی شاعر به شکل زنبوری طلایی

میون بیست-بیست پنج تا زندگی ای که تا حالا داشتم
مطمئنم که هیچ کدومشون واسه شما جالب نیست
اما یه دونه از اونا
هنوزم که بِش فکر می کنم
تنم رو غلغلک می ده

اون موقع
زنبوری پرطلایی بودم و
روی گلبرگ گل ها سینه خیز می رفتم
روی چیزای ناصاف
مث بازوی زنی
با نژاد نژاده ی روس

بعضی وقتا
چپه می شدم توی نهر
وقتی جهانی از گل های جور واجورُ کشف می کردم
دیگه تو بندِ دو-دوتا چارتا و
پیمونه کردن عطرِ اونا نبودم
اون وقتا
سنگین بودم از سرگیجه ی پرواز

تا این که افتادم دست یه بچه
البته از این بابت خوش حالم اما
اون تک تک بال هامو کَند
و به زندگیِ حشره وار و بی حسرتم پایان داد
بدون کمترین فکری
که متوجه من باشه.

آلن بُسکه
برگردان از سهند آقایی و محمدمهدی شجاعی

1+