۶ مهر

«خاکسپاری حشره‌ای من»
 
بچه که بودم
قبرستانی داشتم که در آن
حشرات و پرنده‌های مرده را
زیر یک درخت بوته‌ی خاک می‌کردم.
حشرات را در ورقه‌های قلعی
و جعبه‌های کبریت
خاک می‌کردم
و پرنده‌ها را در تکه‌هایی از پارچه‌ی قرمز.
خیلی غم‌انگیز بود
وقتی با قاشق
قبرهای کوچک آن‌ها را پر می‌کردم
اشک می‌ریختم
بودلر می‌آمد
و در خاکسپاری حشره‌ای من
شرکت می‌کرد
و دعاهای کوچکی
به اندازه‌ی پرنده مرده می‌خواند.
 
ریچارد براتیگان
برگردان از محسن‌بوالحسنی و سیناکمال‌آبادی

0

۲۹ شهریور

«شب‌پره‌ای در تاکسون آریزونا»
 
از تاکسون آریزونا
رفیقی به من تلفن می‌کند
خوشحال نیست
دوست دارد با کسی
در سان‌فرانسیسکو حرف بزند
کمی گپ می‌زنیم
می‌گوید: «شب‌پره‌ای در اتاق است.»
می‌گوید: «خیلی غمگین است.»
 
ریچارد براتیگان
برگردان از محسن‌بوالحسنی و سیناکمال‌آبادی

0

۲۵ شهریور

«۱۸ مارس در حال استراحت در مِی‌تَگ‌هُوم‌اِیج»
 
از پنجره‌ی هتل
بیرون را نگاه می‌کنم
در نیویورک برف می‌بارد
با دانه‌های درشت
مثل میلیون‌ها لباس‌شویی شفاف
که در کثیفی‌های شهر می‌چرخند
و آن را می‌شویند.
 
ریچارد براتیگان
برگردان از محسن‌بوالحسنی و سیناکمال‌آبادی

0
 
۱۷ شهریور

«بازگشت رودخانه‌ها»
 
همه‌ی رودخانه‌ها به دریا می‌ریزند
اما دریا هنوز پر نشده‌است
دوباره رودخانه‌ها
به جایی برمی‌گردند
که از آن‌جا می‌آیند.
امروز هوای کوهستان بارانی است
بارانِ سبزِ گرم
با عشق در جیب‌هایش
چون بهار این‌جا است
و خواب مرگ نمی‌بیند
 
اتفاق افتادن موسیقی
کار پرنده‌ها است
مثل ساعت‌هایی که برگ‌ها را
تیک‌تاک می‌کنند
در سرزمینی که بچه‌ها
عاشق عنکبوت‌ها هستند
و می‌گذارند لای موهاشان بخوابند.
باران ملایمی روی رودخانه
جلز و ولز می‌کند
مثل ماهی‌تابه‌ای از گل‌های در حال سرخ شدن
و با هر قطره‌ی باران
اقیانوس دوباره شروع می‌شود.
 
ریچارد براتیگان
برگردان از محسن‌بوالحسنی و سیناکمال‌آبادی

0

۱۳ شهریور

«کارت‌پستالی از پل»
 
رودخانه‌ی پاییزی
سرد و زلال است
و ماهی‌ها در عمق آب معلق‌اند
نه از رویا خوش‌شان می‌آید
نه از واقعیت.
 
ماهی‌ها در عمق آب معلق‌اند
و آرام ورق می‌خورند
مثل صفحه‌های یک کتاب قدیمیِ عکس.
 
ریچارد براتیگان
برگردان از محسن‌بوالحسنی و سیناکمال‌آبادی

0