۲۵ آذر

ــ من رودهای مُرده را دیده‌ام
دیده‌ام که می‌گویم.

ــ رودی که مزرعه را
رودی که کلبه را فرو برده در آب
رودی که با کلبه و مزرعه فرو رفته در آب.

ــ من رودهای مُرده را دیده‌ام.

ــ رودی که گوسفندان را
رودی که چوپان را سیراب کرده
آسیاب را چرخانده
درختان را آب‌یاری کرده
و حالا سر از شکمِ نسلِ بعد گوسفندان برآورده
سر از نانِ شام برآورده
سر از درخت‌هایی برآورده که می‌بینید
میوه‌هایی که می‌خورید.

ــ امّا خودِ رود چه می‌شود؟ رود کجاست؟
درخت را می‌بینی
می‌گویی چه درختِ زیبایی
چه آوازِ دل‌انگیزی در دلِ شب
چه نانِ خوش‌طعمی
چه میوه‌ی خوش‌طعمی
امّا خودِ رود چه می‌شود؟
رود کجاست؟
کسی رود را به یاد نمی‌آورد.
شماره ندارد رود
رنگ ندارد
نام ندارد رود.
من همه‌ی رودهای مُرده را دیده‌ام.
دیده‌ام که می‌گویم.

ــ رود به دریا می‌ریزد. دریا بزرگ می‌شود.
رود بزرگ می‌شود.
ــ امّا نام ندارد.
ــ رود دریا می‌شود.
ــ امّا نام ندارد.
ــ دریا نامِ رود است.
ــ امّا نام ندارد.
ــ نامی عمیق‌تر از این؟
ــ شما چه نامی دارد؟
ــ ما.
ــ رودهای مُرده را دیده‌ام. گُم‌‌نام.
ــ گُم‌نام که نه. ترسِ گم‌نامی می‌کُشد.

کنارِ پای ما
صدای رود
برگ‌های بزرگِ ماه را نقشِ زمین می‌کرد.

یانیس روتسوس
برگردان از محسن آزرم

0

۲۳ آذر

باران
برگ‌ها را
یکی‌یکی خواهد شست
مثلِ مادربزرگ
که دست‌های ما را
یکی‌یکی می‌شست
و برگ‌ها
یکی‌یکی برق می‌زنند
مثلِ چشم‌های ما
که یکی‌یکی برق می‌زدند
با دیدنِ آب‌نبات‌های رنگی…

یانیس ریتسوس
برگردان از محسن آزرم

0

۱۱ آذر

در موهای تو
پرنده‌ای پنهان است
پرنده‌ای که رنگِ آسمان است
تو که نیستی
روی پایم می‌نشیند

جوری نگاه می‌کند که نمی‌داند
جوری نگاه می‌کنم که نمی‌دانم

می‌گذارمش روی تخت
و از پلّه‌ها پایین می‌روم ـــ
کسی در خیابان نیست
و درخت‌ها سوخته‌اند

کجایی؟

یانیس ریتسوس
برگردان از محسن آزرم

0