3 آوریل

«باران»
 
آن‌گاه بانوی پُر غرورِ عشق خود را دیدم
در آستانه‌ی پر نیلوفر،
که به آسمانِ بارانی می‌اندیشید
 
و آن‌گاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم
در آستانه‌ی پر نیلوفر باران،
که پیرهنش دستخوش بادی شوخ بود
 
و آن‌گاه بانوی پر غرور باران را
در آستانه‌ی نیلوفرها،
که از سفر دشوار آسمان باز می‌آمد.
 
احمد شاملو



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *