شب چون ماریست که دهن باز کردهاست
و مرا میبلعد.
شب چون خانهی تاریکی است
که من مهمان آن میشوم.
شب چون آغوش بازیست
که مرا خواهد فشرد.
بیژن جلالی
5
ژوئن