کاش درختی میشدم
یکه و تنها
در کشوری دوردست
که از کنار من
نه مردی میگذشت
و نه در سایهی من زنی میخفت.
فقط بر شاخههای من
مرغکی چند مینشستند
و آواز میخواندند
و از سنگینی آنها
شاخههای من خم میشد
و از رفتن آنها
برگهای من میلرزید.
بیژن جلالی
28
آگوست