ساعتها میگذرد
و من هستم و دیوار خاکستری اتاق
و یکی از سگها که در اتاق خوابیده
و یکی که پشت پنجره خوابیدهاست
و رفتوآمد گنجشکها را بر درخت
و نشستن آنها را روی ایوان
و تلاش کلاغها را برای خوردن تکههای نان تماشا میکنم.
بیژن جلالی
23
مه