14 آگوست

علف

تو یه جنگل با شیش تا مار بی آزار
دستامو حلقه کرده بودم دور تنه ی بلوطی و
فریاد کشیدم: خواهم مرد!

آسمون مسخره م کرد

رود به راه خودش ادامه داد

سنگ گفت: این کار کارِ من نیست
من سال هاست که مرده ام
بدون این همه دنگ و فنگ

مورچه تحقیرم کرد و گفت: اصلا برام اهمیتی نداره!

علفی مهربون تر از این همه در اومد که:
حالا که اصرار می ورزی
مستورت خواهم کرد!

آلن بُسکه
برگردان از سهند آقایی و محمدمهدی شجاعی

2+


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *