«خواب»
بخواب خرگوش
جنگل سکوت می کند
برای تو
آرزو نوری
«خواب»
بخواب خرگوش
جنگل سکوت می کند
برای تو
آرزو نوری
«دلشوره»
شور می زند
دل دریاچه
بی خیال اما
ساحل
آرزو نوری
«سهگانهی جنگل»
برای دیدار سرو
پاشنهبلند میپوشد
کاج عاشق
***
جدا میشود از درخت
برگ زرد
در ابتدای پاییز
***
از شانههای هم
بالا میروند
درختان آفتابندیده
آرزو نوری
«زاینده رود»
سی و سه بار گریه میکنم
تا راس ساعت دلتنگی
نصف جهان باشم
رودخانه
حرفی برای گفتن ندارد
دخترها آواز میخوانند
و پل بزرگ
به کوچکی حنجره هایشان میخندد!
آرزو نوری
«باغبان»
پاییز
باغبان پیری بود
که هر سال
درختان باغ را
هرس می کرد
آرزو نوری
«ابر و باد»
من از کوه
از ابر
از این دره آبستنام
ببین!
باد در پیراهنام می وزد
آرزو نوری