بهار خواهد آمد و نجات خواهد داد،
پرواز قوهایی را که خوابیدهاند در یخ.
حالا که رویاها در آرزوی آفتاب
هذیان میگویند و
پلکهای بسته را میکوبند،
جیغ پرندهای با بالهای شکسته را
چه کسی نوازش خواهد کرد؟
سمبات بونیاتیان
برگردان از واهه آرمن
واهه آرمن
واهه آرمن (زاده ی 1339) شاعر و مترجم معاصر است. از وی چندین کتاب شعر و ترجمه منتشر شده است.
گوزن زخمی
از جنگل بیرون دوید.
مرگ زیر آفتاب
جاودانگی ست.
شانت مگردیچیان
برگردان از واهه آرمن
در دست های چروکیده ی بوته ی گل سرخ،
می درخشد
گل سرخی که دیر دیده شد،
اگر مقدونی آن را می دید،
لشکرش را می ایستاند و
برای ستایش پیاده می شد.
حیف که اسکندر این گل را ندید،
ممکن بود گل سرخ
او را از این لشکرکشی
به سوی مرگ
باز می ایستاند.
غوکاس سیرونیان
برگردان از واهه آرمن
لاله ی تنها، لا به لای شکاف ها
سرش را فرود آورده است و
بیدار نمی شود.
صخره ی پرچین و چروک
هق هق می گرید.
سمبات بونیاتیان
برگردان از واهه آرمن
تاریک می شود.
روز، نقاب سیاهش را
به چهره می کشد.
گورگن بارنتس
برگردان از واهه آرمن
اگر دست هایم کوتاه نبودند،
تو را در آغوش می گرفتم، آسمان!
گورگن بارنتس
برگردان از واهه آرمن
خواب های سهمگین
که از جنگل های دوردست آمده اند
شب ها
به دیدار اسیران باغ وحش می روند.
گورگن بارنتس
برگردان از واهه آرمن
تاریک شده بود
برای تازه شدن
باید از خانه بیرون می زدم
مادرم گفت: مواظب باش!
بیرون سگ کشی ست…
گئورک تومانیان
برگردان از واهه آرمن